شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۶۲ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شفق آمد چو می و ماه نو عید چو جام غرض آن است که امشب شب جام است و مدام
۲
کام خمار شد از خنده لبالب چو قدح که میش می رسد امشب ز لب جام به کام
۳
ساقی آغاز کن اکنون که مه رزوزه گذشت بزم شام است و در وبزم می عیش انجام
۴
خلد عیش است و درو باده حلال است حلالروز عیدست و درو روزه حرام است حرام
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth