شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۷۶ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نقره ی خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن ساقیا گلگون کمیتت را به میدان در افکن
۲
خسرو چین می کند بر اشهب زرین ستام تا به شام اندر عقیب لشکر شتاختن
۳
هست گلگون باده را کامی که بوسد لعل تو سعی کن تا کام گلگون را بر آری از دهن
۴
چشمه ای بر قله ی کوهسار مشرق جوش زد ای پسر سیراب گردان قله را از حوض دن
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth