شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گرد چشمهٔ نوشَت دمی مهر گیاهتو عین آب حیاتی علیک عین اله
۲
ترا چهی است معلق زچشمهی خورشیدفتاده خال سیاهت چو سایه در بن چاه
۳
زشام زلف خودم وعده می دهی چه کنمکه وعده یتو دراز است وعمر من کوتاه
۴
بدان دو چشم مکحل نظر در آیینه کنببین که خانه ی مردم چرا شده است سیاه
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth