خلوتی با سلمان ساوجی
شمارهٔ ۸۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مروت نیست پیشش بحر را خواندن سخی وز سبکباری ست گفتن کوه را نزد ش حلیم
۲
ای عیون اختران از خاک در گاهت کحیل ! وی جبین آسمان از داغ فر مانت وسیم
۳
هم به جنب همتت گردون خسیس ومه گد ا هم به خیل حشمتت دریا بخیل وکان لئیم
۴
سفره ی افلا ک را رای تو بخشد قرص چاشت ابلق ایام را جودت دهد وجه فضیم
صفحهٔ ۱ از ۴