خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۳۲ - در وصف صبح
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سیمین صبح سر بر زد ز خاورز بحر چین برآمد زورق زر
۲
تو پنداری ز چین آن زورق نورفرستاد از پی جمشید فغفور
۳
ملک طوفی به گرد بیشه میکردخلاص خویش را اندیشه میکرد
۴
به دل میگفت: «آخر حور زادمز موی خویش تاری چند دادم
صفحهٔ ۱ از ۸