شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۴۲ - غزل

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهد گل رعنا که او باشد به آب و رنگ تودارد به وجهی رنگ تو اما ندارد ننگ تو
۲
گر سرو قدت در چمن روزی ببیند نارونناگه برآید سرخ و زرد از سرو سبز آرنگ تو
۳
ای غنچه رعنای من، بگشا لب و بر من بخندکاید دل بلبل به تنگ از دست خوی تنگ تو
۴
چشمت ز تیغ حاجبان بس تنگبار افتاده استباری نمی‌آید کسی در چشم شوخ شنگ تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth