شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۵۲ - غزل

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوق مِیْ‌اَم نیم شب بر در خَمّار بردبوی گلم صبح دم بر صف گلزار برد
۲
ناله چنگ مغان آمد و گوشم گرفتبیخودم از صومعه بر در خَمّار برد
۳
با همه مستی مرا پیر مغان بار دادهرچه ز مستی من یافت به یکبار برد
۴
ساقی‌ام از یک جهت ساغر و پیمانه دادمطربم از یک طرف خرقه و دستار برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth