خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۶۰ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غزل
۲
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد استمرا فتاده دل از ره ترا چه افتادهست
۳
به کام تا نرساند مرا لبش چو نای نصیحت همه عالم به گوش من باد است
۴
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار ترا نصیب همین کرده است و این دادهست
صفحهٔ ۱ از ۸