خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۶۹ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد صبحگاهی بادا فدات جانمدر گوش آن صنم گو این نکته از زبانم
۲
ای آرزوی جانم در آرزوی آنمکز هجر یک حکایت در گوش وصل خوانم
۳
روزی که با تو بودم بُد بخت همنشینم امروز کت به سالی روی چو مه ببینم
۴
دانی چگونه باشم در محنت حبیبمزآن پس که دیده باشی در دولتی چنانم
صفحهٔ ۱ از ۲