خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۷۱ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا در جام خون دل مدام استبرون زین مِیْ بر اهل دل حرام است
۲
مِیْاَم عشق است و جز سودای آن مِیْگر آید در سرم، سودای خام است
۳
هر آنکس را که مهر دوست با جانمقابل نیست چون مه ناتمام است
۴
اگر کام تو آزار دل ماستبه حمدالله دل ما دوستکام است
صفحهٔ ۱ از ۳