خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۷۳ - رباعی
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب که شبم به وصل تو میگذرددامی ز سر زلف خود آن دام خَرَد
۲
بر روی هوا بگستران تا ناگاهزاغ شب از این سراچه بیرون نپرد
۳
به وصف الحال خورشید دل افروزدو بیت آورد مطبوع و جگر سوز
۴
امشب که شد آن ماه فلک مهمانمبنشینم و داد خویش از او بستانم
صفحهٔ ۱ از ۳