خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۸۰ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی گل رویت ندارد رونقی بستان مابی حضورت هیچ نوری نیست در ایوان ما
۲
گر به سامان سر کویش رسی، ای باد صبحعرضه داری شرح حال بی سر و سامان ما
۳
شرح سودایش که دل با جان مرکب کرده استبرنمیآید به نوک کلک سرگردان ما
۴
در دل ما خار غم بشکست، غم در دل بماندچیست یاران چاره غمهای بی پایان ما؟
صفحهٔ ۱ از ۹