خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۸۵
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می اندر جام زر چون زهره در ثورقدح چون انجم و سیاره در دور
۲
به زانو آمدی هر دم چمانهنهادی چون قدح جان در میانه
۳
نشسته چنگ بر یاد خوش دوستاز آن، شادی نمیگنجید در پوست
۴
ضعیف و ناتوان ز آنسان که گر بادزدی بر وی زدی صد بانگ و فریاد
صفحهٔ ۱ از ۱۷