خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۹۰ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق مرا از هزار کار برآوردگرد جهانم هزار بار برآورد
۲
یار مرا خوی تنگ بود به عادتعشق دلم را به خوی یار برآورد
۳
لشکر سودای عشق بر سر من تاختاز تن خاکی من غبار برآورد
۴
خیز و بیا چشم روزگار برآورکز تو مرا چشم روزگار برآورد
صفحهٔ ۱ از ۶