خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۹۴ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گلباد به یکدم گشاد صد گره از کار گل
۲
طرف چمن را چو کرد چشم شکوفه سپیدباز منور شدش دیده به دیدار گل
۳
لاله زر آتشی است ناسرهاش در میانلاجرم آن قیمتش نیست به بازار گل
۴
قوس قزح در هوا تا سر پرگار زددایره لعل گشت نقطه پرگار گل
صفحهٔ ۱ از ۴