خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۱۰۲ - رباعی
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آینه کرده در رخت روی امیدبر چشمم ازین حسد، سیه روزِ سپید
۲
به ز آن نبود که دیده دوزند آنجاکآیینه برابری کند با خورشید
۳
چو مشاطه زدش در زلف شانهنسیم این بیت را زد بر ترانه:
۴
از بس گره و پیچ که زلف تو نمودآمد شدن شانه در آن مشکل بود
صفحهٔ ۱ از ۵