شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۱۰۶ - غزل

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چمن شمع زُمُرُّد ساقِ نرگس را چو برداردبه سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد
۲
فرو برده به پیش باد هردم خون دل لالهکه از سودا دل لاله بسی خون در جگر دارد
۳
مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خونکه نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد
۴
صبا عرض گل و شمشاد می‌دادبهار چین ملک را یاد می‌داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth