شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۱۱۲ - شکایت از پیری

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به پایان شد شب عیش ملاهیسپیدی گشت پیدا در سیاهی
۲
شب عیش و جوانی بر سرآمدشبم را صبح صادق در بر آمد
۳
اگرچه صبح دارد خوش صفاییولیکن نیستش چندان بقایی
۴
هوای دل ز سر باید برون کردکه وقت صبح می‌باشد هوا سرد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth