خلوتی با رهی معیری
دِلِ زاری که من دارم
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نداند رسم یاری بیوفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دلآزاری که من دارم
۲
وگر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاریدلآزاری دگر جوید دِلِ زاری که من دارم
۳
به خاک من نیفتد سایهٔ سرو بلند اوببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
۴
گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سربه کوی دلفریبان این بُوَد کاری که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲