خلوتی با رهی معیری
برق نگاه
غزلها - جلد چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویشبه دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش
۲
مرا چه حد که زنم بوسه آستین تراهمین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش
۳
به جز تو کز نگهی سوختی دل ما رابه دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش
۴
مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرابه ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش
صفحهٔ ۱ از ۲