خلوتی با رهی معیری
در سایه سرو
غزلها - جلد چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حال تو روشن است دلا از ملال توفریاد از دلی که نسوزد به حال تو
۲
ای نوشلب که بوسه به ما کردهای حرامگر خون ما چو باده بنوشی حلال تو
۳
یاران چو گل به سایه سرو آرمیدهاندما و هوای قامت با اعتدال تو
۴
در چشم کس وجود ضعیفم پدید نیستباز آ که چون خیال شدم از خیال تو
صفحهٔ ۱ از ۲