خلوتی با رهی معیری
بنفشهٔ سخنگوی
چند تغزل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنفشه زلف من ای سرو قد نسرین تنکه نیست چون سر زلفت بنفشه و سوسن
۲
بنفشه زی تو فرستادم و خجل ماندمکه گل کسی نفرستد به هدیه زی گلشن
۳
بنفشه گرچه دلاویز و عنبرآمیز استخجل شود بر آن زلف همچو مشک ختن
۴
چو گیسوی تو ندارد بنفشه حلقه و تابچو طره تو ندارد بنفشه چین و شکن
صفحهٔ ۱ از ۴