خلوتی با رهی معیری
سوگند
منظومهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لالهرویی بر گل سرخی نگاشتکز سیهچشمان نگیرم دلبری
۲
از لب من کس نیابد بوسهایوز کف من کس ننوشد ساغری
۳
تا نیفتد پایش اندر بندهایاد کرد آن تازه گل سوگندها
۴
ناگهان باد صبا دامنکشانسوی سرو و لاله و شمشاد رفت
صفحهٔ ۱ از ۲