خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۴ - حکایت طایری که از تشنگی بیتاب بود
اسرار خودی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طایری از تشنگی بیتاب بوددر تن او دم مثال موج دود
۲
ریزه ی الماس در گلزار دیدتشنگی نظاره ی آب آفرید
۳
از فریب ریزه ی خورشید تابمرغ نادان سنگ را پنداشت آب
۴
مایه اندوز نم از گوهر نشدزد برو منقار و کامش تر نشد
صفحهٔ ۱ از ۶