خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۸۰ - کبر و ناز
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفتما را ز مویهٔ تو شود تلخ روزگار
۲
گستاخ می سرائی و بیباک میرویهر سال شوخ دیده و آواره تر ز پار
۳
شایان دودمان کهستانیان نئیخود را مگوی دخترک ابر کوهسار
۴
گردنده و فتنده و غلطنده ئی بخاکراه دگر بگیر و برو سوی مرغزار
صفحهٔ ۱ از ۲