خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۸۳ - کرمک شبتاب
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک ذره بی مایه متاع نفس اندوختشوق این قدرش سوخت که پروانگی آموخت
۲
پهنای شب افروخت
۳
وامانده شعاعی که گره خورد و شرر شداز سوز حیاتست که کارش همه زر شد
۴
دارای نظر شد
صفحهٔ ۱ از ۵