شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۱۹ - مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است

پیام مشرق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر استکه چون بجلوه در آئی حجاب من نظر است
۲
به نوریان ز من پا به گل پیامی گویحذر ز مشت غباری که خویشتن نگر است
۳
نوا زنیم و به بزم بهار می سوزیمشرر به مشت پر ما ز ناله سحر است
۴
ز خود رمیده چه داند نوای من ز کجاستجهان او دگر است و جهان من دگر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth