خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صورت نپرستم من بتخانه شکستم منآن سیل سبک سیرم هر بند گسستم من
۲
در بود و نبود من اندیشه گمانها داشتاز عشق هویدا شد این نکته که هستم من
۳
در دیر نیاز من در کعبه نماز منزنار بدوشم من تسبیح بدستم من
۴
سرمایه درد تو غارت نتوان کردناشکی که ز دل خیزد در دیده شکستم من
صفحهٔ ۱ از ۲