خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۳۰ - تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوست
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوستبا من میا که مسلک شبیرم آرزوست
۲
از بهر آشیانه خس اندوزیم نگرباز این نگر که شعلهٔ در گیرم آرزوست
۳
گفتند لب ببند و ز اسرار ما مگوگفتم که خیر نعرهٔ تکبیرم آرزوست
۴
گفتند هر چه در دلت آید ز ما بخواهگفتم که بی حجابی تقدیرم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲