شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۳۳ - موج را از سینهٔ دریا گسستن می‌توان

پیام مشرق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
موج را از سینهٔ دریا گسستن می‌توانبحر بی‌پایان به جوی خویش بستن می‌توان
۲
از نوایی می‌توان یک شهر دل در خون نشاندیک چمن گل از نسیمی سینه خستن می‌توان
۳
می‌توان جبریل را گنجشک دست‌آموز کردشهپرش با موی آتش دیده بستن می‌توان
۴
ای سکندر سلطنت نازک‌تر از جام جم استیک جهان آیینه از سنگی شکستن می‌توان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth