شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۳۵ - باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را

پیام مشرق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای راذوق جنون دو چند کن شوق غزلسرای را
۲
نقش دگر طراز ده آدم پخته تر بیارلعبت خاک ساختن می نسزد خدای را
۳
قصهٔ دل نگفتنی است درد جگر نهفتنی استخلوتیان کجا برم لذت های های را
۴
آه درونه تاب کو اشک جگر گداز کوشیشه به سنگ میزنم عقل گره گشای را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth