خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۳۷ - حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارمدست بر سینه نظر بر لب بامی دارم
۲
حسن می گفت که شامی نپذیرد سحرمعشق می گفت تب و تاب دوامی دارم
۳
نه به امروز اسیرم نه به فردا نه به دوشنه نشیبی نه فرازی نه مقامی دارم
۴
بادهٔ رازم و پیمانه گساری جویمدر خرابات مغان گردش جامی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲