خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۵۵ - عرب از سرشک خونم همه لالهزار بادا
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرب از سرشک خونم همه لالهزار باداعجم رمیده بو را نفسم بهار بادا
۲
تپش است زندگانی تپش است جاودانیهمه ذرههای خاکم دل بیقرار بادا
۳
نه به جادهای قرارش نه به منزلی مقامشدل من مسافر من که خداش یار بادا
۴
حذر از خرد که بندد همه نقش نامرادیدل ما برد به سازی که گسسته تار بادا
صفحهٔ ۱ از ۲