شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۶۷ - حکیم اینشتین

پیام مشرق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه ئی میخواست مانند کلیم ناصبورتا ضمیر مستنیر او گشود اسرار نور
۲
از فراز آسمان تا چشم آدم یک نفسزود پروازی که پروازش نیاید در شعور
۳
خلوت او در زغال تیره فام اندر مغاکجلوتش سوزد درختی را چو خس بالای طور
۴
بی تغیّر در طلسم چون و چند و بیش و کمبرتر از پست و بلند و دیر و زود و نزد و دور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth