شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک اندازدگر آشوب قیامت به کف خاک انداز
۲
او بیک دانهٔ گندم به زمینم انداختتو بیک جرعه آب آنسوی افلاک انداز
۳
عشق را باده مرد افکن و پرزور بدهلای این باده به پیمانه ادراک انداز
۴
حکمت و فلسفه کرده است گران خیز مراخضر من از سرم این بار گران پاک انداز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth