شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابیتو به طلعت آفتابی سزد اینکه بی حجابی
۲
تو به درد من رسیدی به ضمیرم آرمیدیز نگاه من رمیدی به چنین گران رکابی
۳
تو عیار کم‌عیاران تو قرار بی‌قرارانتو دوای دل‌فگاران مگر اینکه دیریابی
۴
غم و عشق و لذت او اثر دو گونه داردگهی سوز و دردمندی گهی مستی و خرابی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth