خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریتب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری
۲
چه خبر ترا ز اشکی که فرو چکد ز چشمیتو ببرگ گل ز شبنم در شاهوار داری
۳
چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارددم مستعار داری غم روزگار داری
صفحهٔ ۱ از ۱