خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۵۵ - چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام راچهره گشا تمام کن جلوهٔ ناتمام را
۲
سوز و گداز حالتی است باده ز من طلب کنیپیش تو گر بیان کنم مستی این مقام را
۳
من بسرود زندگی آتش او فزوده امتو نم شبنمی بده لالهٔ تشنه کام را
۴
عقل ورق ورق بگشت عشق به نکته ئی رسیدطایر زیرکی برد دانهٔ زیر دام را
صفحهٔ ۱ از ۲