خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سلطان کنم آرزوی نگاهیمسلمانم از گل نسازم الهی
۲
دل بی نیازی که در سینه دارمگدا را دهد شیوهٔ پادشاهی
۳
ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ منفرو ریزم او را به برگ گیاهی
۴
چو پروین فرو ناید اندیشهٔ منبه دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی
صفحهٔ ۱ از ۲