خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلبهم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب
۲
از خلش کرشمه ئی کار نمی شود تمامعقل و دل و نگاه را جلوه جدا جدا طلب
۳
عشق بسر کشیدن است شیشه کائنات راجام جهان نما مجو دست جهان گشا طلب
۴
راهروانبرهنه پا راه تمام خار زارتا به مقام خود رسی راحله از رضا طلب
صفحهٔ ۱ از ۲