شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهدسخن دراز کند لذت نظر ندهد
۲
شنیده ام سخن شاعر و فقیه و حکیماگرچه نخل بلند است برگ و بر ندهد
۳
تجلئی که برو پیر دیر می نازدهزار شب دهد و تاب یک سحر ندهد
۴
هم از خدا گله دارم که بر زبان نرسدمتاع دل برد و یوسفی به بر ندهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth