خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدید
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جان خاور آن سوز کهن رفتدمش واماند و جان او ز تن رفت
۲
چو تصویری که بی تار نفس زیستنمی داند که ذوق زندگی چیست
۳
دلش از مدعا بیگانه گردیدنی او از نوا بیگانه گردید
۴
به طرز دیگر از مقصود گفتمجواب نامهٔ محمود گفتم
صفحهٔ ۱ از ۸۷