شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا راهر کس نمی‌شناسد آواز آشنا را
۲
از طاق و قصر دنیا، کز خاک و خشت چینیدحیف است پست گیرید معراج پشت پا را
۳
چشم طمع مدوزید بر کیسهٔ خسیسانباور نمی‌توان داشت سگ نان دهد گدا را
۴
روزی دو زین بضاعت مردن کفیل هستی‌ستبرگ معاش ما کرد تقدیر خون‌بها را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth