شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز گفت‌وگو نیامد صیدِ جمعیت به بند مامگر از سعی خاموشی نفس گیرد کمند ما
۲
اگر از خاکِ ره تا سایه، فرقی می‌توان کردنجز این مقدار نتوان یافت، از پست و بلند ما
۳
ز سیرِ برق‌تازانِ شررجولان چه می‌پرسی؟که بود ازخودگذشتن اولین گامِ سمندِ ما
۴
تو خواهی پرده رنگین ساز و خواهی ‌چهره گلگون کنبه هر آتش که باشد، سوختن دارد سپند ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth