خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آچو بویگل نفسی پای زن بهرنگ برون آ
۲
فشار یأس و امید از شرار جسته نشاید به روی یکدگرافکن سر دو سنگ برون آ
۳
قدح شکسته به زندان هوش چند نشینی گلوی شیشه دودوری بگیرتنگ برون آ
۴
سپند مجمر هستی.ندارد آن همه طاقت نیاز حوصله کن یک تپش درنگ برون آ
صفحهٔ ۱ از ۳