شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود بی‌مغزسرتند خروش میناامشب از باده به جا آمده هوش مینا
۲
وقت‌آن شدکه به دریوزه شود سر خوش ناز کاسهٔ داغ من ازپنبهٔ گوش مینا
۳
زندگی کردن‌، مار به خم عجزکشید باده‌، زنار وفا بست به دوش مینا
۴
تانفس هست‌به‌دل زمزمهٔ شوق رساست گم نسازد اثر باد‌ه‌، خروش مینا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth