خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شهد راحتند فقیران بوریاآسودهاند در شکرستان بوریا
۲
بر قسمت فتاده کس ار پشت پا زندنی میخلد به ناخنش از خوان بوریا
۳
بر گیرودارِ اهل جهان خنده میکندرند برهنهپای بیابان بوریا
۴
بر خاک خفتگان به حقارت نظر مکنآید صدای تیغ ز عریان بوریا
صفحهٔ ۱ از ۲