شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همیشه سنگدلانند نامدار طربز خنده نقش نگین را به‌هم نیاید لب
۲
زبان حاسد و تمهید راستی غلط استکجی بِدر نتوان برد از دم عقرب
۳
سواد فقر اثر مایهٔ صفای دل استچو صبح پاک‌نما چهره‌ای به دامن شب
۴
به غیر عشق نداریم هیچ آیینیگزیده‌ایم چو پروانه سوختن مذهب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth