شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاکِ راه‌ِ که‌ گردید قطره‌زن مهتابکه چون‌ گلاب فشاندم به پیرهن مهتاب
۲
به صدبهار سر و برگ این تصرف نیستجهان‌ گرفت به یک برگ یاسمن مهتاب
۳
دگر چه چاره جز آتش زدن به‌ کسوت هوشفتاده است به فکر کتان من مهتاب
۴
در آن بساط‌ که شمع طرب شود خاموشز پنبهٔ سرِ مینا برون فکن مهتاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth