شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا بی‌ رویت از چشمم برون می‌گردد آبگر همه در پردهٔ خار است خون می‌گردد آب
۲
دل به سعی اشک در راه تو گامی می‌زندآتشی دارم‌ که از بهر شگون می‌گردد آب
۳
صافی دل خواهی از سیر و سفر غافل مباشتختهٔ مشق‌ کدورت از سکون می‌گردد آب
۴
نرم‌خویان را به بیتابی رساند انفعالترک خودداری‌ کند چون سرنگون می‌گردد آب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth